درباره جادو، حدیث معتبرى از امام صادق(ع) در كتاب «احتجاج» طبرسى وارد شده كه بسیار جامع و نافع است. زندیق مصرى در بحثى طولانى كه با امام صادق(ع) داشت، از ایشان پرسید: اصل جادو چیست و چگونه جادوگر مى تواند كارهایى عجیب و غریب انجام دهد؟ امام(ع) فرمود: سحر بر چند وجه است:

یك نوع آن به منزله پزشكى است، یعنى همان گونه كه پزشكان براى هر مریضى راه علاجى مى یابند جادوگران نیز براى هر صحتى، راهى براى از بین بردن آن مى یابند و براى هر عافیتى راهى براى رفع آن مى جویند.

نوع دوم شعبده و سرعت دست و اعمال فوق عادت است و نوع سوم آن كه شیاطین را به خدمت مى گیرند.

زندیق گفت: شیاطین جادو را از كجا آموخته اند؟

فرمود: از همان جا كه پزشكان پزشكى را مى آموزند، بعضى را به تجربه و بعضى را به علاج.

زندیق گفت: درباره ماجراى هاروت و ماروت چه مى گویى؟

فرمود: آن ها براى امتحان انسان ها آمده بودند و تسبیحشان این گونه بود كه اگر بنى آدم فلان كار و فلان كار را بكنند یا فلان ورد را بخوانند فلان اتفاق روى مى دهد.... به این طریق، مردم انواع سحر را از آن ها فرا گرفتند. پس آن ها به مردم مى گفتند كه ما براى امتحان شما آمده ایم. چیزى را كه ضرر مى رساند و فایده اى براى شما ندارد از ما فرا نگیرید.

زندیق پرسید: آیا ساحر مى تواند با سحر خود، انسان را به صورت سگى یا الاغى یا مثل این ها درآورد؟

امام(علیه السلام) فرمودند: ساحر عاجزتر از آن است كه بتواند خلق خدا را تغییر دهد و... اگر مى توانست هر آینه از خودش پیرى و فقر و مریضى را دور مى كرد... پس بهترین سخن ها درباره سحر آن است كه بگوییم: سحر به منزله پزشكى است; ساحر كارى مى كند كه مرد نتواند با زن خود هم بستر شود، او نیز نزد پزشك مى رود و خود را معالجه مى كند و خوب مى شود.


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 اردیبهشت 1389    | توسط: سیدسالار سیدمومن    | طبقه بندی: سحر،     |
نظرات()