مصر: ویل دورانت میگوید: از همان آغاز تاریخ تمدن مصر، علوم ریاضی در آن سرزمین حالت پیشرفتهای داشته و وضع عجیب اهرام شاهد این مدعاست و بزرگترین افتخار مصر قدیم، علم پزشکی آن است که مریض را با سحر و جادو و تعویذ و طلسم درمان میکردند. مثلاً زکام را این چنین مداوا میکردند: «ای سرمای پسر سرما بیرون شو! ای که استخوانها را خرد میکنی و هفت سوراخ سر را بیمار میسازی ...، خارج شو و بر روی زمین بیفت، ای درد! ای درد! ای درد!». بعدها علم پزشكی در مصر پیشرفت کرد و آنها توانستند بیماریها را از راه علمیتر آن مداوا كنند.

ایران: علم نجوم و جادوگری امری عمومی بود و هیچگونه اقدام مهمی بدون رجوع به وضع صور فلكی به عمل نمیآمد و هر واقعهزمینی به اعتقاد مردم، نتیجه جنگ ستارگان سعد و نحس در آسمان بود، «همانگونه كه فرشتگان و شیاطین در روح انسان با یكدیگر میجنگیدند» و این در حقیقت همان نبرد اهورمزدا و اهریمن بود. فقط یك زندگی منزه و پاكیزه میتوانست روح را از شر اهریمن برهاند. در جنگ با شیطان، بهره گرفتن از یاری مغان و پیشگویی، وردخوانی، جادوگری و دعاهای آنان امری بس ضروری بود. روحی كه اینگونه یاری میشد، به پاكی و قدسیت میرسید، از دادگاه سهمگین روز رستاخیز میگذشت و در بهشت، شادمانی جاودان مییافت.

آفریقا: آداب و رسومى نظیر خدا باورى و باطلكردن طلسم و روحگیرى و تقدیس نیاكان و جادوگرى و باطل كردن سحر و... در گذشته و همچنین هم اكنون در آفریقا رواج داشته و دارد.

اعتقاد به جادوگری تا جایی می
رسد كه طبیب جادوگر بسیار مقام شامخی دارد و آنها به این اعتقاد داشتند كه یك جادوگر میتواند مردم را شفا دهد و یا به هلاكت برساند. آنها طبیب جادوگر را با جادوگران بیرحم یكی نمیدانستند و از جادوگران بیرحم میترسیدند و این فعالیت را (جادوگری) كاملاً موروثی میدانستند و این جادوگران اگر تشخیص داده میشدند، باید به كام مرگ میرفتند.
در بسیارى از مذاهب آفریقایى، سحر و جادو را از مهمترین دلایل براى بیماریهاى غیرمنتظره مرگ و حوادث ناگوار قلمداد مىكردند. آنها مجسمهها و طلسم میساختند و برای آنها نذورات میدادند و فكر میكردند كه این مجسمهها حاجات را اجابت میكنند و طالع سعد و نحس را میسازند.

اروپا: در اروپا نیز جادوگری رواج داشت. فلكشناسی هم توسط دانشمندان غرب ارائه شد و جادوگری را در اروپا تقویت کرد. در اینجا هرگاه مبحث ستارهشناسی مطرح میشود، جادوی آیندهنگری را در پی دارد.


نوشته شده در تاریخ جمعه 31 اردیبهشت 1389    | توسط: سیدسالار سیدمومن    | طبقه بندی: جادو،     |
نظرات()